Blog . Archive . Email . Design by .


انواع دین در دنیا

انواع دین در دنیا

در طول تاریخ دینهای گوناگونی در میان مردم رواج داشته است یا به عبارت دیگر بشر برای خود معبودهای گوناگون دینی ساخته است. تا آنجا که به شمار روحها خدا و اشیا پرستیدنی وجود داشته و شمار خدایان از اندازه بیرون شده است به همین سبب تقسیم بندیهای گوناگونی از دین شده است. یکی از نخستین کسانی که به تقسیم بندی دینها دست زده است هگل فیلسوف نامدار آلمانی است. او دینهای جهان را به سه نوع تقسیم کرد:

1-      دینهایی که از طبیعت اقتباس شده است.

2-      دینهایی که ناشی از عقاید روحانیت فردی بوده است.

3-      دینهای مطلقه عمومی. 

تیلTil جامعه شناس هلندی دینها را به دو نوع تقسیم کرده است:

1-      دینهای ناشی از طبیعت

2-      دینهای مبتنی بر اصول اخلاق

برخی دیگر از جامعه شناسان دینهای جهان را به سه نوع زیر تقسیم کرده اند:

1-      دینهای قبیله ای که متعلق به قبیله ها و عشایر کوچک است.

2-      دینهای قومی که متعلق به ملت و قوم واحدی است.

3-      دینهای مطلقه جهانی که ملتها و قومهای بسیاری از آنها پیروی می کنند.

و بالاخره ویل دورانت با توجه به آثار جامعه شناسان و تاریخ نویسان پیش از خود برای خدایان بیشمار رده بندی ویژه ای در نظر گرفته است و می نویسد: این خدایان را می توان در شش دسته قرار داد: آسمانی، زمینی، جنسی، حیوانی، انسانی و الهی.

1- خدایان آسمانی :

طبیعی است که نمی توان گفت نخستین موجودی که مورد پرستش قرار گرفته است چه بوده، شاید ماه در زمره آنهایی باشد که مقام الوهیت را داشته اند؛ همانطور که اکنون در افسانه های خود از مردی که در ماه به سر می برد یاد می کنیم، اساطیر قدیم نیز ماه را همچون مردی تصور می کرده است که زن را از راه به در می کرده است و هر سی روز یک بار او را به حالت حیض می انداخته است. ماه خدای محبوب زنان به شمار می رفته و آن را به عنوان حامی خود می پرستیدند: قرص رنگ پریده آن مقیاس اندازه گیری زمان بوده چنان تصور می کرده اند که ماه بر اوضاع جوی حکومت دارد و باران و برف را همین قرص از آسمان فرو می فرستد و حتی مطابق اسطوره ها، قورباغه ها نیز برای باریدن به درگاه او تضرع می کردند. ویل دورانت سخن خود را پیرامون خدایان آسمانی این گونه دنبال می کند: درست نمی دانیم چه زمانی خورشید برای حکومت آسمان جانشین ماه شده است، شاید آن هنگام که کشاورزی جانشین شکارورزی گشته است و مردم فهمیدند که حرارت خورشید سبب حاصلخیزی زمین می شود و دوره گردش آن وسیله تنظیم موسم کشت و کار و درو است. در این هنگام زمین مانند خدای مادینه ای مورد توجه قرار گرفت که اشعه سوزان خورشید آنرا آبستن می کند. از این هنگام مردم خورشید را چون پدر هر جانداری می پرستیدند و از همین مقدمه بسیار ساده آفتاب پرستی در دیانتهای بت پرستی قدیم وارد گردید و بیشتر خدایانی که از آن پس روی کار آمدند حالت تجسم و تشخصی از خورشید به شمار می رفتند.

آنکساگوراس حکیم یونانی را مردم یونان که به فیلسوف و انسانهای فهمیده معروفند به این جهت تبعید کردند که عقیده داشت خورشید خدا نیست بلکه قرص آتشینی است به بزرگی جزیره پلوپونز.

هاله هایی که نقاشان قرون وسطی بر گرد سر و صورت قدیسین رسم می کرده اند و یا مسلمانان شیعه بر چهره چهارده معصوم ، اثری از همین خورشید پرستی بوده است و امپراطور ژاپن هم اکنون در نظر ملت خود خورشید مجسم شده بر روی زمین به شمار می رود.

همه ستارگان مانند خورشید و ماه محتوی خدا و یا خود، خدا بوده اند و به امر یک روح درونی به گردش خود ادامه می دادند و با ظهور مسیحیت این ارواح عنوان فرشتگانی را پیدا کردند که راه راست را به مردم نشان می دهند.

خود آسمان نیز خدای بزرگی بوده است که با کمال تضرع به عبادت آن می پرداختند زیرا آن را سبب نزول باران و بند آمدن آن می پنداشتند.

2- خدایان زمینی:

زمین خود نیز یکی از خدایان مادینه بوده و بر هر یک از اوضاع اساسی آن یک خدا حکومت می کرد. برای درختان هم درست مانند انسان روحی قائل بودند و انداختن درخت را با کشتن انسان یکی می دانستند، در قاره آسیا تا آن اندازه که می توان به آنها آگاهی یافت، کهن ترین عقیده دینی، پرستش درخت و رودخانه و کوه بود و بسیاری از کوهها مقدس و جایگاه خدایان بوده است که صاعقه ها را ایجاد می کردند. به عقیده آنان زمین لرزه وقتی پیدا می شد که خدایی خسته یا خشمناک شانه خود را بالا می انداخته است. در بیشتر قبائل و ملتهای گوناگون، زمین را مادر بزرگ می دانند. اشتارIstaar، سیبلCybel، دمترDemeter، سرسCeres، افرودیت Aphrodite، ونوسVenus و فریا Freya تجسمهای نسبتأ جدید خدای قدیمی زمین هستند.

3- خدایان جنسی:

انسان نخستین، از وجود نطفه مرد و تخمچه زن آگاهی نداشته است و تنها چیزی که می دید همان شرمگاه(آلات تناسلی مرد و زن) بود که همراه با هم در کار و زاد و ولد دست داشتند و به همین جهت به آنها نیز رنگ خدایی داده اند و به تصور آنان: در درون این آلات ارواحی وجود داشت که این نیروی آفریننده ای را که در درون آنها نهفته است و از شگفت ترین شگفتیهاست را هدایت می کنند و بی گمان نیروی الهی است که به این صورت مجسم در آمده است و باید مورد ستایش قرار گیرد. مجسمه های عریان که شرمگاه آنان را آشکارا نشان میدهد و نیز سنگی که میان صفا و مروه است و حاجیان آن را سنگباران می کنند و حتی ساختمان گلدسته های مسجدها را می توان نموداری از توجه به این دوره دانست.

4- خدایان حیوانی یا توتمیزم:         

تقریبأ می توان گفت هر حیوانی از سوسک مصری تا فیل هندی یک گوشه زمین، روزی به عنوان خدا مورد پرستش قرار می گرفت. هندیان اوژیبوا، حیوان خاص مورد پرستش خود را به نام توتمTotem می نامیده و قبیله خود و هر یک از افراد آن را نیز چنین نام می داده اند، دانشمندان انسان شناس، این نام را مآخذ قرار دادند و پرستش اشیا را به طور کلی توتم پرستی نامیده اند. این توتم ها معمولا حیوان و گاهی به صورت گیاه هستند. توتم که رنگ دینی داشته است برای اتحاد قبیله با یکدیگر عامل موثری بوده است. آنها می پنداشتند که به وسیله توتم با یکدیگر ارتباط دارند یا همه از آن به وجود آمده اند.( توتم که عنوان شعار و رمزی داشته است علامت سودمندی برای خویشاوندی ملتهای ابتدایی بوده است. پس از آن جنبه دینی خود را از دست داده و نشان خوشبختی پیدا کرده است یا همچون شیر و عقاب و دیگر حیوانات وارد علامت پرچمهای پاره ای از دولتها گشته است، و یا مانند گوزن نشان جمعیت های برادری و فیل و خر نشان احزاب گردیده است.) توتم پرستی  را نیز مانند تمام جنبه های دینی و انگیزه های پیدایی آن برپایه و زاییده از ترس دانسته اند. فروید روانکاو نامور اطریشی توتم را رمز تصور انسان نسبت به پدر می داند که پسران از او می ترسند و بواسطه نیرومندی و تسلطی که دارد دشمن اویند و از او متنفرند و بر او می شورند و او را می کشند و می خورند.

دروکیهایم جامعه شناس، توتم را رمز قبیله می داند که فرد از آن می ترسد و نسبت به آن کینه می ورزد و به همین جهت است که هم مقدس است و هم نجس. زیرا نسبت به فرد تسلط تام دارد و با وی در کمال استبداد رفتار می کند. دروکیهایم معتقد است که اساسأ احساس دینی حالتی است که فرد در مقابل کسانی که در جمعیت صاحب قدرتند و امر و نهی می کنند، پیدا می کند.   

ویل دورانت می گوید: شک نیست که بنیاد توتم پرستی مانند بسیاری دیگر از عبادات بر روی ترس نهاده شده است، انسانها به واسطه نیرومندی جانوران آنها را می پرستیدند، به خیال خود به این ترتیب وسایل خوشنودی آنها را فراهم می ساخته اند. نباید فراموش کرد که بر این نظریه که جامعه شناسان و روانشناسان بر آن تکیه می کنند، ایراد بسیار وارد است و جای بحث فراوان دارد.

5- خدایان انسانی:

رفته رفته حیوان پرستی کاهش گرفت و خدایان انسانی جانشین آنها شدند و انتقال خدایی، از عالم حیوانی به عالم انسانی، در داستان تحول خدایان آشکار است و کسانی چون اوویدovid به همه زبانها این داستان را سروده اند که خدایان حیوانی به صورت انسان مبدل شده اند و به عکس صفت حیوانی خدایان، هرگز آنها را ترک نگفته است. خدایان مصری و بابلی که صورت انسان و پیکر حیوان داشته اند همین مرحله انتقال از عالم حیوانی به عالم انسانی را نشان می دهند.

با وجود این بسیاری از خدایان انسانی ظاهرأ مردگانی بوده اند که در نتیجه نیروی تخیل زندگان پس از مرگ حال پهلوانی پیدا کرده اند. در بسیاری از زبانهای ابتدایی کلمه یی که به معنی خداست مرد مرده را معنی می دهد و نیز دو کلمه انگلیسیSprit و واژه آلمانی Geist هم به معنی روح هستند و هم به معنی شبح. شاید ظاهر شدن مرده ها در خواب سبب تقدیس و پرستش آنها شده باشد زیرا می گویند عبادت اگر بچه ترس نباشد دست کم همزاد و برادر آن است.

اعتقاد به حیات دیگری برای مردگان، که البته پیدایش آن همان خواب بوده است، تا آنجا قدرت داشته که اغلب برای مردگان به معنی حقیقی پیام می فرستادند چون رئیس قبیله ای می توانست به یکی از مردگان پیغامی بفرستد، آن پیغام را بر غلامی می خواند و بی درنگ سر غلام را می برید، و اگر اتفاقأ قسمتی از پیام فراموش شده بود آنرا به غلام دیگر می گفت و او را به غلام اولی ملحق می کرد.( داستان فور هندی در جوامع الحکایات نموداری از این شیوه یا تصور می باشد.)

پرستش اشباح پیشرفت تا بصورت دین نیاکان در آمد. ویل دورانت می گوید: به عقیده ما مفهوم خدا به عنوان پدر نیز از پرستش نیاکان سرچشمه گرفته است و سرانجام عقاید و دینداری مردم به دینهای الهی انجامید که به عقیده اکثر تاریخ نویسان و جامعه شناسان نمودار تکامل تمدن و فرهنگ جامعه انسانی است. 


نوشته شده توسط یه دوست(پدر خوانده) | در 26/8/1390 ساعت 19:01 | آرشيو نظرات (0)| نمایش : 57028 بار

[ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ]